غول زیبا ۲

بعد از کلی اتفاق و هم زمانی با نمایشگاه عمران و ... بالاخره دیروز کار ویرایش و کنارهم گذاشتن عکسهای فرش به اتمام رسید، البته عکسی که اینجا گذاشتم آخرین ویرایش نیست و فقط یکی از چیدمانهاست به علت رعایت اصول اخلاقی کار حرفه‌ای و در اصل فقط برای نمایش دادن "حجم کار" ارائه کردمش و کار اصلی در نمایشگاه فرش امسال ( که تا چند روز دیگه آغاز به کار میکنه ) به صورت پستر و شناسنامه فرش به بازدیدکنندگان ارائه میشه.
در عکس یک مربع آبی رنگ در ابعاد "۳۰×۳۰ سانتی متر" که از روی یک قطعه سرامیک با همین ابعاد کپی کردمش، برای مقیاس اضافه کردم. ابعاد فرش "۱۰×۱۶ متر" . 

برای دیدن عکس بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

ادامه نوشته

مناظر شهر من

تهران ابر شهری که تنها یک مجموعه‌ی بزرگ مدیریتی با سیستم نظارت و کنترل دقیق می‌تواند بر مشکلات و موانعی که سالهاست در کالبدش ریشه دوانیده است پیروز گردد.
عدم توجه‌ کافی و نگاه نادرست به آینده شهر درطی سالها باعث شده است که هزینه‌های لازم برای رفع مشکلات کنونی بطور موقت اعدادی نجومی باشند، که جایی برای انجام طرحها و پروژهای جدید باقی نمی‌گذارد.

شاید یکی از شاهکار‌های شهرداری در این زمینه، گشایش تونل رسالت است. که تنها سه ساعت بعد از اتمام مراسم قفل ترافیکی ناشی از کم عرضی تا صبح ادامه داشت، هم اکنون نیز جوابگوی بار ترافیکی نبوده تا چه برسد به سالهای آینده  یکی از بزرگترین ابر شهرهای جهان با جمعیت تقریبی ۸ میلیون نفر و مساحتی در حدود ۷۵۰ کیلومتر مربع.

برای دیدن عکس‌ها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.   

ادامه نوشته

درد دل‌های یک دوست

در پی تغییر مدیریت روابط عمومی و عقد قرارداد همکاری شهرداری تهران با خبرگزاری مهر در آستانه روز خبرنگار از روابط عمومی شهرداری تهران چهار خبرنگار و یک عکاس اخراج شدند. رضا ولی‌زاده (یکی از خبرنگاران اخراجی) به تمامی و کمال در نامه‌ای سرگشاده به شهردار تهران،به بررسی و تحلیل این اتفاق پرداخته است و من هرچه بنویسم جز پرگویی کاری نکرده‌ام. پس نوشته "رضا ولی‌زاده" را بخوانید و خود قضاوت کنید. 

موزه آبگینه

در خیابان جمهوری اگر از حوالی خیابان سی‌ تیر عبور می‌کردید و شتابی نبود در رفتن سراغی از پلاک ۵۵ بگیرید،آنجا ساختمانی نود و دو ساله یادگار قوام السطنه وزیر احمد شاه قاجار صبور نشسته در دل باغی بزرگ به شما خوش آمد می‌گوید.ساختمانی هشت ضلعی در دو طبقه با معماری عصر سلجوقی که از سال ۱۳۵۹ به میراث فرهنگی واگذار شده است، و تا سال ۱۳۳۰ محل سکونت و کار قوام السلطنه بوده است.
مجموعه دارای پنج تالار دیدنی است که در آنها قدیمی‌ترین شیشه‌ها و سفال‌های ایرانی جای گرفته‌اند، تزیینات مختلف، منبت کاری چهار چوب در‌ها و راه‌ پله‌ها و آجرکاری نما با بیش از ۵۰ طرح و نقش و ... همه اینجا منتظرند برای سفری به دل تاریخ ایران.
در این موزه می‌توانید از سیلندر‌های شیشه‌ای مربوط به هزاره‌ دوم قبل از میلاد بدست آمده از حفاریهای معبد چغازنبیل و سفال‌های دست ساز دوران اشکانی و ظروف ظرین فام دوران سلجوقی و ظروفی که دور تا دور آن با خط نسخ و نستعلیق تزیین شده و ... دیدار کنید و  با شناخت میراث این سرزمین قدری از عظمت تاریخی‌اش را از نزدیک لمس کرد.  

اگر فرصت کردید حتما ً به این موزه زیبا سری بزنید و یک روز عصر به یادماندی را تجربه کنید.
 برای دیدن عکس‌ها بر روی ادامه‌ مطلب "  کلیک کنید.

ادامه نوشته

غول زیبا

جمعه درگیر یک پروژه‌ی عکاسی عجیب شدم:

قرار بود اول وقت حرکت کنیم و تا سه بعدظهر کار تمام شود، شرط کرده بودیم که نفرات برای کمک در کارگاه باشند تا کار به تاخیر نیفتد و این که عصر جمعه‌ها دلبسته‌ی جایی هستم و ... ، بعد از هماهنگی‌ و بردن وسایل ساعت ده از دفتر به طرف کارگاه حرکت کردیم، حدود یازده در کارگاه بودیم و کارگاه خالی و تنها زن سرایدار بود و دریغ از یک نفر برای یاری. عجیب غولی بود، هفت نفر به دشواری روی زمین جا‌به‌جایش می‌کردند و اکنون تنها سه تن بودیم و نا‌‌آشنا به شگرد کار بماند که تمام تلاشمان را کردیم و از جایش جم نخورد و تیم بافنده‌ها تا ساعت دو و نیم پیدایشان نشد؛ شانزده متر ارتفاع داشت و ده متر عرض کودکی که با خون دل ده ساله بر گرده‌های بسیاری حمل شده بود و گره به گره و رج به رج بزرگ شده بود، تا امروز کارش به اینجا رسیده بود که هفت مرد تنها می‌توانستند بر زمین بغلتانندش! بزرگترین فرشی بود که دیده بودم صد و شصت متر مربع نقش و رنگ و طرح نشسته بر تار و پود فرش ابریشمی با عشق و در پایان چنان زیبا که ناتوانم از بیانش دوست گرافیست‌ای که کار را به عهده داشت قبول کرده بود که مجموعه‌ی پوستر و عکس را به نمایشگاه فرش که آخر شهریور امسال است برساند و جمعه آخرین روز بود برای عکاسی و من پنجشنبه عصر در جریان کار قرار گرفته بودم. کار چنان دشوار پیش می‌رفت که غمنامه می‌شود گفتنش. تنها اشاره‌ای میکنم که برای عکاسی مجبور شدم از دو سه پایه‌ی بلند فلزی پلی بسازم به ارتفاع دو و نیم متر و بستن سه پایه‌ دوربین بر روی ‌‌آن که روی فرش با کفش نباید راه می‌رفتیم چه برسد به گذاشتن چهارپایه‌ی فلزی چند ده کیلویی، دو چهار پایه را با مفتول فلزی روی هم سوار کردیم و سه پایه دوربین را روی آنها به همین ترتیب سوار کردیم و در نهایت پل را هم لازم بود دو نفر روی زمین بکشند تا حرکت کند، بعد از ده ساعت کار بی‌‌وقفه حدود هشت و نیم شب از کارگاه خارج شدیم و تا حدود ده شب طول کشید تا از حوالی میدان شوش با تنی خسته به خانه رسیدم.

 بدن ناتوان بود و رنجور اما بیشتر از آن دلم گرفته بود بخاطر نرسیدنم به جلسه‌ی نقد کتاب    "نسل پنجم" و تجدید دیدار با یاران "کافه تیتر" و بودن در کنارشان که لذتی است ناگفتنی بودن در این جلسات برای من، از کامران محمدی مدیر جلسات هم بابت بدقولی و نرسیدن به جلسه بسیار شرمنده‌ام، که با بزرگواری صبح امروز در پیامی جویای احوال بود و من درمانده و عاجز از جواب که هیچ پاسخی نداشتم چون در جریان کار چنان گرفتار بودم که حتی به او اطلاع هم ندادم که به جلسه نمی‌رسم که قرار بر این نبود و تا به آخر هم امید داشتم که کار زودتر تمام شود که نشد، و زمستان رفت و رو سیاهی به ذغال ماند، که آقای عکاس هفته‌ی قبل هم بدحال بود و این هفته نیز نا‌خواسته بازمانده بود از کار دل، باز هم از تمامی دوستان نسل پنجم پوزش می‌طلبم و این‌ها همه مقدمه‌ای بودند برای گفتن همین اندک که هرچند به تمامی اتفاق افتاده بود اما باز هم کوتاهی از من بود بابت ندادن خبر و نیامدن و... در این دو هفته‌، امیدوارم که دوستان از من نرنجیده باشید. 

انسان دور

 سالها خواهم خفت، سالهای بسیار

       و منتظر می‌مانم

              با نگاهی در امتداد افق

                      پیچیده در آغوش دورترین ابرها،

        تا برف‌ فرود آید و

                سفیدی دستانش، بپوشاند نقش خون ‌آلوده‌ی

                                                          امروز و ‌دیروز را از ذهن

  و از یاد بروند  

       اجدادی که بدانها می‌بالم

 و دریابم که تنها سایه‌ی محوی از اعمال

                                         بر چهره‌ می‌نشیند

                                                           تا به تکامل

                                                                     به خود درآیم و تا

      دریابم کیستم؟

                  و اینکه هنوز

                          تا رسیدن به انتها‌ی راه

                                            سالهای بس دور می‌باید ...

سیناشعبانی - مرداد ۸۵ - تهران

عکاسی شهری

تهران؛ ابر‌شهری که با وجود تمام زشتی‌ها و آلودگی‌هایی که غیرقابل تحملش کردن، هنوز می‌شه بهش اندک امیدی داشت بخاطر عشقی که در رگ‌های زندگی جاری و برای فردا‌ی ایران.

به امید روزی که در پایتخت شاهد آسمانی آبی باشیم.و هوایی پاک و شهروندانی شاد.

عکس‌هایی از تهران...

 برای دیدن عکس‌ها بر روی " ادامه‌ مطلب‌"  کلیک کنید

ادامه نوشته

عکاسی از طبیعت ۳

سومین مجموعه‌ی عکاسی از طبیعت، سعی در بیان بازی‌ نور و سایه و پس‌زمینه‌ها و تاثیر فکوس دیافراگم بر شفافیت تصویر است.
عکاس، سوژه و نورپردازی سه فاکتوری هستند که در کیفیت و ارزش عکس اثرگذارند. در نهایت تلاش شخص فقط یک سوم موضوع رو تشکیل می‌ده. پس سعی کنید در هنگام عکاسی و میزان نور طبیعی محیط رو در شرایط مختلف از لحاظ زمانی امتحان کنید.

 برای دیدن عکس‌ها بر روی " ادامه‌ مطلب"  کلیک کنید

ادامه نوشته

دو خبر

 

۱. خانم نگین حسینی؛ که وبلاگ " روز + نامه " رو اداره می‌کنن، سایتی رو به همین نام راه‌اندازی کردن. در سایت با عضو شدن ( یکی از امکانات این وب سایت)ایجاد پروفایل  ، نوشتن مطلب در انجمن‌ها، ارسال عکس و... برای کاربر فراهم می‌شه؛ لینک " وب سایت "  خانم نگین حسینی در پیوندها، نیزقرار دارد.

  ۲. آقای اسدالله امرایی؛ از وبلاگ " از زبان دیگران " در پرشین بلاگ اسباب‌کشی کردن به  بلاگ‌اسپات که " لینک جدید " رو در پیوند‌ها جایگزین لینک قدیمی کرده‌ام.

به هر دوی این دوستان تبریک می‌گم؛ "خانه‌ی نو مبارک".

دوستان وبلاگ نویس: چرا در وبلاگ‌هاتون گردگیری نمی‌کنین؟ دستی به سر و گوش وبلاگتون بکشین‌ و لینک‌های جدید رو جایگزین کنین. یکی از ویژگی‌های یک وبلاگ خوب به روز بودنش.

پی نوشت: البته امیدوارم که این بنده‌ی حقیر رو دوستان و اساتید وبلاگ نویس حرفه‌ای عفو کرده و از گناه من هم در جسارت برای حرف زدن در مورد " وبلاگ نویسی " بگذرند.