نیاکان

میراث نیاکانمان هرچه که باشد، زشت یا زیبا بخشی از وجود ماست و تا هنگامی که آن را به تمامی نشناسیم به خویشتنمان راهی نیست.
ایران سرزمینی که هرچه بر او گذشت به مهربانی چشم پوشید و هرگز از فرزندانش چیزی را دریغ نکرد.اکنون نوبت ماست که پاسدارانی امین باشیم اندک باقی مانده یادگاران نیاکانمان را.

برای دیدن عکس‌ها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

ادامه نوشته

تـئاتر شهر

مجموعه تـئاتر شهر واقع در پارک دانشجو یکی از آثار ارزشمند معماری در تهران و دارای قدمت و ارزش فرهنگی بالایی است که هنوز فعال است.
جایی که برای اهالی تئاتر و سینمای ایران یادآور خاطرات زیادی است و هنوز هم با همه بی مهری‌ها، میزبان مهربانی است برای عاشقان تـئاتر ایران، با امید پایداری مجموعه و توجه بیشتر به این نگین ارزشمند فرهنگی در دل پایتخت.

برای دیدن عکسها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

ادامه نوشته

روز + نامه

هیچ چیز به اندازه دیدن حرکت و شور درونی دیگران نمی‌تواند انگیزه ساز باشد، هرقدر که دورتر باشی از موضوع برقراری ارتباط دشوارتر است؛ چه رسد به این که صحبت درباره یک حوزه تخصصی باشد و نویسنده آن دانشجوی دوره دکترا.
شروع به نوشتن که می‌کنی از دستت دور می‌شود و تن نمی‌دهد به خواسته‌ات، اندیشه در هزار توهای دراز چیدمان و گفتار زیبا گم می‌شود، قلم را که در دست بگیری زنده می‌شود و می‌خواهد که خود را به رخ بکشد و تو ابزار نوشتنش می‌شوی.
و در این میانه نه تجربه به کار می‌آید و نه تدبیر، چیز دیگری باید در دورن باشد تا
جاری بودن کلمات را به درستی هدایت کند، و آنگونه بگویی که هرکسی با تو هم زبان شود.

خانم نگین حسینی از جمله کسانی است که به حق این توانایی را دارد که با تسلط کامل وقدرت بیان قلم را جادو می‌کند و هر چه که بنویسد نشان از چیرگی‌اش بر مطلب است، راه اندازی وب‌سایت‌اش " روز + نامه " را تبریک می‌گویم، و از شما دعوت می‌کنم که از این سایت زیبا دیدن کنید.

لحظه

در لحظه اتفاق می‌افتد، فقط کافی‌ست برای یک لحظه پا کند کنی و به نظاره در زندگی بنگری.
هر لحظه زیبایی در کنارت به انتظار لحظه‌ای است که دریابیش.

برای دیدن عکسها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

ادامه نوشته

ساعت از مرگ گذشت

جلسه اين هفته نقد کتاب " نسل پنجم " دهم شهریور، ساعت پنج بعدازظهر در " کافه تیتر " به بررسی کتاب «ساعت از ‌مرگ گذشت» مجموعه داستان‌هایی از «ناتاشا محرم‌زاده» می‌پردازد که توسط محمدرضا گودرزی نقد می‌شود. ناتاشا محرم‌زاده ساكن لاهيجان است، این کتاب شامل نه داستان کوتاه است که انتشارات «‌ف‍رهنگ ایلیا» در رشت، آن را در سال ۸۴ در ۱۵۵۰ نسخه منتشر کرده است.

داستان‌ «‌خرزهره» را برای آشنایی با قلم قوی و جسور این نویسنده‌ در اینجا ‌قرار داده‌ام.

 

خرزهره

 

«چی میل دارید آقا؟»

پاکت سیگارم را درآوردم و روی میز گذاشتم. به ساعتم نگاه کردم؛ هنوز د‌یر نکرده بود.

«منتظر کسی هستم، صداتون می‌کنم.»

سیگاری گیراندم و نگاهی گذرا به اطراف انداختم. فقط دو سه میز خالی بود. شلوغی گرمایی لذت‌بخش به تنم می‌دواند، ولی نه آنقدر لذت‌بخش که بتوانم سردردم را از یاد ببرم. یک لیوان آب ریختم و از جیب پیراهنم قرصی درآوردم و خوردم؛ این دومین استامینوفن ِ آن روز بود. داشتم فکر می‌کردم که چرا نتوانستم به این بچه بگویم نمی‌توانم بیایم؟ بعد فکر کردم از در ِ پشتی برگردم خانه و بگویم که فراموش کردم با او قرار داشتم؛ اما او رسیده بود، دست لای موهای پرپشت و شلوغش کرده بود و دنبال میز من می‌گشت. مرا که دید لبخند زد؛ دست دادیم و نشست.

«دیر که نکرده‌م عمو؟»

«مهم نیست. با قهوه چطوری؟»

...

برای خواندن داستان بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

ادامه نوشته

آرامش

آرامش یعنی دریا، هماهنگی موج‌ها و یکپارچگی قطره‌ها در حرکات یک موج خروشان و تعادل را نه در سکون مرداب که در خط ساحل باید جست.
با وجود جذر و مد‌های بی‌پایان بازهم در آبهای جهان ارتفاعی هست که زمین آغاز می‌شود و دریا از تپش می‌ایستد، در نقطه‌ی میانی بودن و شناخت هستی با تمام پستی و بلندیهایش یعنی آرامش،یعنی زیستن در ساحل زندگی.

برای دیدن عکسها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

ادامه نوشته