دخترک سرد و شکسته، سالها خسته‌تر از چیزی است که تو را یاد کودکی شاد و سرخوش از بی‌غمی اندازد. به شتاب عابرانی که می‌گذرند، چون زندگی و غم و نداشته‌ها می‌نگرد، گاهی شاید فالی به سویت گیرد، نگاهش نکن، نه نگاهش نکن که مجبور نشوی به محبت، به راهت ادامه بده، به خانه هم که رسیدی کیسه‌های خرید را در اتاقت پنهان کن، یادت نرود در آینه ننگری شاید دلت بلرزد از سرمای دستان دخترک، و یاد‌آوری خانواده‌ای را که به او که نان ندارد،ته مانده‌ پاستیل‌های رنگی فرزندانشان را می‌دهند، تا آرزوهایش را بهتر فهم کند.

برای دیدن عکسها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.