تبليغاتX
سینا شعبانی
امروز براتون عکس ندارم!؟ ولی " ف‌ ی‌ ل ‌ت ‌ر ش ک ن ی " رو معرفی می‌کنم، تا اینترنت آزاد و سریع رو تجربه کنید.

این برنامه رو دوستان چشم بادامی ما که سالهاست درگیر فیلترینگ دولتی هستن نوشتن که از طرف سرور و یا فیلترینگ قابل ردیابی نیست، عملکردش بسیار ساده است. 

برای دریافت فایل روی  این لینک " + " کلیک کنید وبعد از ذخیره شدن اجرا کنید اگر پیغام خطا داد دکمه "Refresh" رو بزنید تا دنبال سرور بعدی بگرده، به محض پیدا کردن سرور در گوشه سمت راست پایین صفحه نمایش یه قفل زرد بزرگ ظاهرمی‌شه وبعد نه فیلتری خواهد بود و نه سانسوری. برنامه بصورت پیش فرض بعد از اجرا شدن، پنجره "Internet Explorer" رو باز می‌کنه شامل صفحه خانگی برنامه و موتور جستجوی "Google" در پایان وقتی از برنامه خارج بشید تمامی صفحات "Internet Explorer" رو می‌بنده تا " ID " شما ناشناس باقی بمونه.

توضیح ساده:

۱- دریافت برنامه از طریق این لینک " + " و یا رفتن به این " صفحه " و کلیک بر روی عنوان صفحه که هست " ف ی ل ت ر ش ک ن " برنامه رو دریافت کنید.
۲- بستن باقی برنامه‌های اکسپلورر و اجرای فایل دریافتی.
۳- اندکی صبر و بعد بطور خودکار اینترنت اکسپلورر باز می‌شه، و یه قفل گنده‌ی زرد هم در پایین سمت راست روی صفحه نمایش ظاهر می‌شه.
۴- آدرس دلخواهتون رو وارد کنید و یا با استفاده از موتورهای جستجو هر چه را که می‌خواهید سرچ کنید و از اینترنت آزاد لذت ببرید.

به امید جهانی بدون بند و زنجیر بر گردن انسان و انسانیت. و با آرزوی هنگامه‌ای که دریابیم، آزادی یعنی پذیرش آنچه می‌خواهی وبه تمامی غم‌ها و شادی‌هایش را پذیرا شدن و دریافتن این حقیقت که آزادی بی‌مرز جایی پایان می‌یابد که با آن بخواهی آزادی انسانی را محدود کنی.

 

نوشته شده توسط سینا شعبانی @ دهم خرداد 1386 |

" مریم مهتدی " عزیز سلام.
چه سلامی!؟ که بیشتر و پیشتر دریغ و درد است هر کلامی و طلب بخششی‌ است از آنچه هستم و افسوسی که در گلوست بر آنچه بر زنان سرزمینم روا می‌دارند این دیوان بی‌صفت، و آنان که با سکوت و با لبخند در این آشوب به نظاره ایستاده در سکوت و غیرتشان را به بادی سست، چه ارزان فروخته‌اند.

دیر زمانی‌ست خاموش شده بودم و گم در پیچ و خم زمان به تنهایی شب فرو شده از دریغ این همه درد این همه فراموشی این مردمان کور و ناتوانی شانه‌هایم برای کشیدن این بار. و بغضی عجیب به جانم ریخته فریاد خفته در سینه همه درد می‌شود و من بی‌تاب می‌پیچم به خود از این شهر پر آشوب، از این گنداب به کجا پناهی هست بانو.افسوس بر این شهر این مردمان این روزگار.

 افسوس به بی مرادی ایام که تاب دیدن ندارند یکی " مرد " در میانه ایستاه، چونان زنده و پرشور که نتوان انکارش کرد چون بلندایش سر به ابرها می‌ساید. که او نیز بسیار به دوش کشیده و لب فروبسته و قلم فانوس راه چونان من و دیگرانی کرده و زخم هزار دشنه را تاب آورده و دراز باد روزگارش و ایامش همیشه پرنور تا که باشد و بماند و ساحری کند به آوازی بلند فانوس‌ها را برآوریم تا مگر سپیده از هیبت این همه نور شرم بر گونه آمده دیگر بار روز را به تاریکی دل این مردمان بازآرد.  

به سکوت در گذر شبانه بودم، جانم آتش گرفت از این همه دردی که کشیدی. اما با این همه درد این همه تلخی، سکوت فرو خرده بر دیوار دل مشت می‌کوبد و من را تاب از کف ربوده پیله پاره کرده‌ام دیگر بار.

بانو بعد از این فجایع " + " ، " + " ، " + " ، " + "و این مردمان ایستاده به سکوت و نظاره فرو شده درخود به ترس و نفرت، چه انتظاری داری ازین شهر گناه. هنگامی که قانون خود مجرم است و حکم نکرده و سخن نشنیده قصاص می‌کنند. حکم شرع این است و عدالت شیعه اینچنین؟! کجایند طالبان سینه چاک عدالت بین آن جانی یا قاتل یا گردنه گیر و مردان عدالت و حق تفاوت مگر بجز در عدالت است و برحق بودن آنان به قانون خداست و عمل به آن؟؟

 کدام خانه بانو خانه‌ای نمانده در این شهر، بغضم را به درد و به آه و حسرت در سینه به سنگینی فرو می‌دهم ای کاش شانه‌هایم تاب می‌آورد بغض زنان سرزمینم را کاش فریاد از گلو بر می‌آمد که نه زنان و کودکان این خاک که انسان و انسانیت را به خاک و به خون به زنجیر کشیده‌اند. 

همه اینها بغضی بود در گلویم که اگر نمی‌گفتم ویرانم می‌کرد، حال خوشی ندارم این روزها، حالی سکوتم را شکسته‌ام، باز خواهم گفت، اکنون نیز چند " عکسی " هدیه برای توست، امید که مرحمی اندک باشند بر زخم‌هایت، و دو عکس آخر را هم که برای " محمد آقازاده " عزیز گذاشتم، که زبان حال من بود نوشته‌اش در وصف دردهای تو و خلوت " کافه تیتر " ، که حسرتا غم نان اگر بگذارد مرا نیز جز آن آستانه پناهی نیست، که این اندکک را هم می‌خواهند از ما بگیرند و  نرفته هنوز دلتنگشانم، و این همه خوبی و آرامش که دریغ و درد ...

پی‌نوشت: ممنون و شرمنده‌ام از لطف بی‌دریغ و مهربانی " حمیدرضا علاقه‌بند " عزیز و تبریک به " مجید توکلی " بابت داشتن دوست و طراح خوبی مثل " حسین نوروزی " که این روزها عجیب وبلاگت بوی غربت و خاک باران خورده می‌دهد حسین، مبارکت باشدت خانه نو مجید. به هر سه‌شان سری بزنید تا از کیستان نرفته.

برای دیدن عکسها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا شعبانی @ هشتم خرداد 1386 |

محسن نامجو این پدیده کم نظیر در موسیقی ایران با آن صدای زیبا و دوست‌ داشتنی، مهمان یکی از نشست‌های "کافه تیتر" بود، گزارش دیدار را چنان که باید "حمیدرضا علاقه‌بند" با قلم روان و شیوایش شرح داده است و "ساتیار امامی" به تمامی و کمال به تصویر کشیده است، و این پست با تاخیر تنها عرض ارادتی است به این پدیده‌ی نادر و دوست داشتنی موسیقی ایران و تشکری کوچک از بهنام و بی‌تا و دوستانی که فلاش‌های پی در پی و حضور ناهمگون مرا در میان عزیزان خبرنگار و عکاسان حرفه‌ای تحمل کردند، امیدوارم که حداقل حاصل کار قابل قبول باشه و عکس‌ها رو دوست داشته باشید.

برای دیدن عکس‌ها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا شعبانی @ سیزدهم اردیبهشت 1386 |
کافه تیتر سه‌شنبه پانزدهم اسفند ماه اولین سالگردش را برگزار کرد.

گزارش کامل مراسم باشد تا دوستان با قلم خود راوی بهتری باشند.

برای دیدن عکسها بر روی " ادامه مطلب " کلیک کنید. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سینا شعبانی @ هفدهم اسفند 1385 |